X
تبلیغات
رایتل


حقیقت تلخ

تو گفتی گاوا می گن ما ، چه خوب شد رفتی و فهمیدم گاو نیستیم

سلام ...  

یه سلام متفاوت ... 

خسته شدم ... 

حوصله بحث رو دیگه ندارم  ...  

شاید دیگه ادامه ندهم در این وبلاگ ... 

البته شاید ...  

اولش با چه نیتی شروع کردم ولی به کجا رسیدم ... می خواستم از هر دری بگم جز سیاست ... ولی سیاست همه زندگیم شد .... نمی خواستم بحث کنم ولی خوب قبل از انتخابات نظرم چی بود ... ولی چی شد؟؟؟!!!  

 

یه چیزی می گم ولی نزنیدم ... دیگه حالم از ایران و ایرانی بودن به هم می خوره ... حالم از اینکه همه دنیا تحقیرم کنن به هم می خوره ... حالم از این که تو یه زندان بزرگم به نام ایران ... به یه جایی رسیدم که می گم ای کاش چنگیز مغول همه چیزو به آتش می کشید و حتی نیاکان منو ... 

به خاطر این نظرم ببخشید ... شاید به خاطر این حال و هواست ...

نوشته شده در 10 تیر 1388ساعت 19:10 توسط احسان نظرات (10)|